دامپزشک در روستا مهمتر از پزشک در روستا...

                                                

با توجه به پیشرفت روز افزون علم و به تبع آن پیشرفت گسترده ترین رشته ی علوم زیستی یعنی دامپزشکی و با توجه به نیاز روز افزون جامعه به این شاخه علمی دامپزشکان فارغ التحصیل زیادی در کشور عزیزمان ایران وجود دارند.

از آنجاییکه این عزیزان زحمتکش و سختکوش سالهای بسیار ارزشمند عمر یعنی جوانی و سرمایه های  مادی خویش را در پی علم آموزی برای خدمت به این آب وخاک صرف کردند و با توجه به سرمایه گذاری زیادی که دولت در راستای پیشرفت و شکوفایی علمی این عزیزان انجام داده است بسیار ارزشمند است که قانونگذاران و دولت خدمت گزار این ملت به این مسئله ی اساسی و بنیادین توجه داشته باشند که دامپزشکان تاثیر مستقیم در تامین  سلامت و بهداشت جامعه دارند همانطوریکه قشر زحمتکش پزشکان کشور در این مهم موثرند و چه بسا بیشتر ومهمتر...

برای مثال می توان این چنین بیان کرد :

در روستاها که تامین کننده ی بخش اعظمی از نیاز اصلی جمعیت کشور به مواد غذایی می باشند و در خطر آلودگی های باکتریایی، ویروسی ، قارچی و در معرض بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان مثل آنفلوآنزای پرندگان و آنفلوآنزای خوکی و تب مالت یا بیماری هزار چهره و... می باشند که آموزش، پیشگیری ، تشخیص و درمان خیلی از این بیماریها ، مبارزه با عوامل بیماریزا و همینطور قدرت افزایش بهره وری در تولیدات دامی از طریق اصلاح الگوها وآموزش روش های به روز علمی تولید ،پرورش ، تغذیه ، فرآوری و بهگزینی مواد غذایی که رابطه ی مستقیم با سلامت جامعه دارد و کاملا از قدرت علمی پزشکان خارج است وطبعا در حیطه علمی دامپزشکان می باشد و لا غیر...

با توجه به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در نظام جمهوری اسلامی توجه خاصی به سلامت اقشار جامعه علی الخصوص روستائیان این مردم صبور، کم توقع و زحمتکش شده است و آنرا میتوان در بررسی آمار های منتشر شده از نهادهای رسمی بین المللی مانند کاهش آمار مرگ ومیر نوزادان ، مادران و کاهش مرگ و میر جنین و کاهش شیوع بیماریهای اپیدمیک و آندمیک و همچنین افزایش میزان امید  به زندگی در جمعیت کشور جست وجو کرد.

 موفقیت توجه مسئولین به امر مهم سلامت و رعایت بهداشت پس از انقلاب در نظام جمهوری اسلامی را می توان با اجرای طرح پزشک در روستا مطرح نمود که این برای شروع کار طرح بسیار خوب و موثری بود ولی کافی نیست...

و همانطور که در ابتدا مطرح گردید خیلی از موارد در حیطه ی علمی جامعه ی محترم پزشکی نمی گنجد از اینرو با توجه به شعارهای خدمت و پیشرفت در این نظام مقدس از نمایندگان فهمیده و درد آشنای مجلس هشتم این انتظار بجاست که با تصویب طرح دامپزشک در روستا علاوه بر افزایش بهداشت وسلامت در روستا و افزایش بهره وری در اقتصاد محدود روستایی و کاهش تلفات انسانی و حیوانی و کمک به حفظ محیط زیست و همچنین قدم مثمر ثمری در ایجاد اشتغال برای قشر عظیم دامپزشکان جوان که طلایه داران آموزش و پژوهش و درمان هستند، در روستاها بکوشند و امیدواریم که خیر این تصمیم بزرگ به احاد ملت عزیز ایران که به فرموده معمار انقلاب امام خمینی (ره) « مردم ولی نعمتان ما هستند» برسد.

و دامپزشکان عزیز در این مسیر همیشه موفق و سربلند باشند.

و در نهایت به این شعار زیبا و فداکارانه ی دامپزشکان بسنده می کنم :

     « ما زندگی خود را به خطر می اندازیم تا شما سالم زندگی کنید»


نویسنده : دکتر حسن برزگری

 تاریخ نگارش

ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

تولید خرمالو1کیلویی توسط کشاورز بابلی

آقای علی برزگری در باغچه خود خرما لویی حدودا به وزن 1 کیلو تولید نمود ایشان با اظهار این مطلب که تمامی اصول مهندسی کشاورزی را رعایت کرده این محصول را برکت ویژه خداوند خواندند.

خدا را شکر ابو الفضل پور عرب زنده است

در حالی که میرعلایی در نشست خبری فیلم کودک و نوجوان خبر درگذشت پورعرب را داد، فرزند این هنرمند مرگ وی را تکذیب کرد.

به گزارش فارس در حالی که سیداحمد میرعلایی در نشست خبری فیلم کودک و نوجوان خبر درگذشت پورعرب را داد فرزند این هنرمند مرگ وی را تکذیب کرد.

این خبر را رییس بنیاد فارابی در نشست خبری جشنواره فیلم کودک و نوجوان در اصفهان اعلام کرده بود.

پس از درج این خبر پوریا پورعرب فرزند ابوالفضل پورعرب در گفتگو با رسانه ها این خبر را تکذیب کرد.

تولید خرمالو1کیلویی توسط کشاورز بابلی

آقای علی برزگری در باغچه خود خرما لویی حدودا به وزن 1 کیلو تولید نمود ایشان با اظهار این مطلب که تمامی اصول مهندسی کشاورزی را رعایت کرده این محصول را برکت ویژه خداوند خواندند.

تبریک روز دامپزشک به همکاران

با عرض تبریک به همکاران خودم امیدوارم مطالب زیر را مطالعه کنید

ـ برخي از دانشمندان معتقدند كه زمان پيدايش نباتات و حيوانات در زمين، حدود يك ميليارد و چهارصد ميليون سال پيش است. دوران زندگي بشر به دو مرحله يكي عهد ابتدايي و ديگري عهد حجر تقسيم مي‌شوند. بشر در عهد ابتدايي هيچ‌گونه صنايعي نداشته و تنها از نظر قوه عقل از حيوان برتر بوده است. عصر حجر به سه دوره آغاز سنگي ـ پارينه سنگي يا ميانه سنگي و نوسنگي يا سنگ جديد تقسيم مي‌گردد. اهلي كردن حيوانات كه با اهلي كردن سگ آغاز شده است در دوران نوسنگي يعني 15000سال قبل از ميلاد پيشرفت كرد. انسان در اين عصر به اهلي كردن و پرورش گله‌هاي بزرگ گوسفند، بز، خوك، گاو، كبوتر، غاز و اردك پرداخت. اهلي كردن حيوانات ظاهراً از آسيا آغاز شد.

در عصر نوسنگي انقلاب بزرگي ايجاد شد و آن اينكه انسان در اين عصر از شكارگري به مرحله كشاورزي وارد شد و از خيش چوبي استفاده كرد. در بدو ورود به مرحله كشاورزي انسان به طور كامل به كشاورزي نمي‌پرداخت، مردان به شكار ادامه مي‌دادند و احتمالاً زنان به گردآوري تخم گياهان وحشي و كشت با دست، يا با وسيله سنگي و چوبي مي‌پرداختند تا سرانجام مردان با استفاده از گاو و خيش وارد مرحله اصلي شدند.
نخستين آموزنده پزشكي و دامپزشكي به انسان حيوانات بوده‌اند، چنانكه از محمد ذكرياي رازي آورده‌‌اند: اگر جوجه پرستو يرقان بگيرد پرستو سنگ يرقان را آورده و در لانه‌اش مي‌گذارد و جوجه‌ها بدين وسيله درمان مي‌شوند مردم از اين امر استفاده نموده به جوجه پرستوها زعفران مي‌مالند تا پرستو تصور كند جوجه‌هايش يرقان گرفته‌اند و سنگ يرقان بياورد و بدين ترتيب سنگ يرقان به دست انسان‌ها مي‌رسد.
ابن ابي اصيبه مي‌گويد: اگر عقاب ماده گرفتار سختي تخم‌گذاري شود عقاب نر سنگي به نام قلقل را آورده و در لانه مي‌گذارد كه اين سنگ به سنگ عقاب مرسوم بوده و از درون خود صدا مي‌دهد و سبب آساني تخم‌گذاري مي‌شود به همين دليل مردم اين سنگ را در كنار زائو قرار مي‌دادند.

اولين مدرك دامپزشكي كه مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد و نوشته‌اي به خط هيروگليف بر روي پاپيروس از مقابر مصري به دست آمده است در مورد بيماري‌هاي چهار پايان توضيح داده است.
حدود 2500 سال قبل از ميلاد تشكيلات اداري منظمي در نواحي سومر و عيلام وجود داشته كه نشان مي‌دهد دامپزشك به عنوان يك شخصيت تخصصي به جراحي حيوانات به خصوص درمان شكستگي مي‌پرداخته است.
معلم اول ارسطو نيز به گواه تاريخ به دامپزشكي نيز مي‌پرداخته است و در زمينه در رفتگي مفاصل، هيدروپيزي گاو و صرع بز و گوسفند مطالبي آورده است. كزاز، مشمشه حاد، اختلالات ريوي، ذات‌الريه، نقرس، جذام و اسهال بيماريهاي بوده كه ارسطو در مكتوبات خود آورده است. همچنين خونبندي با آتش، درمان زخم‌ها به وسيله داغي، فتيله‌گذاري، اخته كردن، بخيه كردن، درمان فتق نافي، فيستول مقعدي و مهبلي و حتي برداشت تخمدان ماده خوك و شتر با شكاف دادن ناحيه زهار از جمله مواردي است كه ارسطو به آن اشاره داشته است.
در زمان ساسانيان، پادشاهان نيز به كار دامپزشكي علاقه نشان مي‌دادند به طوري كه هرمز پسر شاپور دامپزشك بزرگي بود و در شناخت بيماري‌ها و درمان آن به دانش دامپزشكي تسلط كامل داشت. بهرام برادر هرمز نيز چهارمين پادشاه ساساني بود كه به حرفه دامپزشكي عشق مي‌ورزيد. 
علت نامگذاري 14 مهر بنام روز ملي دامپزشكي:
در فرهنگ اوستائي و پهلوي، هر يك از سي روز ماه نام يكي از فرشتگان است. روز چهاردهم ماه را جوش يا گوش و گاهي هم حوس گويند. گوش از گائوس اوستائي به معناي گاو، ريشه مي‌گيرد.
ابوريحان بيروني در آثار الباقيه نيز از گوش روز ياد مي‌كند و در مورد احكام رويت مار در روزهاي ماه ذكر مي‌كند كه اگر در روز چهاردهم ماه كسي مار ببيند رزقش تنها از چهارپايان است. در اين روز گويا دعاي مخصوص درواسپا را مي‌خواندند و سلامت حيوانات را آرزو مي‌كردند.
مسئله گوشت روز در فرهنگ اسلامي نيز آورده شده است. ملامحسن فيض كاشاني (1007 ـ‌ 1091 ه‌.‌ق) رساله‌اي در نقل روايت معلي‌بن‌خنيس از حضرت صادق (ع) راجع به نوروز و سي روز ماه پارسيان تأليف كرده است. در مورد روز چهاردهم ماه حوس يا گوش گفته شده: چهاردهم حوس، نام فرشته‌ايست موكل بر آدميان و چهارپايان. فارسيان مي‌گويند روزي سبك است و ما مي‌گوئيم روز خوبي است براي هرچه خواهند و ديدن شرفا و علما براي حاجت خواستن در اين روز خوبست و هركس در اين روز بيمار شود به زودي شفا يابد ان‌شاءاله
ـ در سال 1369 شمسي به دنبال پيگيري و تلاش دامپزشكان براي اختصاص روزي از روزهاي سال در تقويم رسمي كشور به نام روز دامپزشكي، جناب آقاي دكتر حسن تاج‌بخش استاد ممتاز دانشگاه تهران و چهره‌ ماندگار دامپزشكي و مؤلف كتاب‌هاي تاريخ دامپزشكي و پزشكي ايران ماه مهر را به عنوان ماهي شايسته به خاطر آغاز سال تحصيلي و روز چهاردهم را به ياد گوش روز كه در ايران باستان روز مباركي بود و در منابع اسلامي هم آمده است پيشنهاد و مطرح نبودند و از طريق مجار ذيربط چهاردهم مهرماه به عنوان روز دامپزشكي معين شد.
در اين روز در تمامي استان‌ها به همت ادارات كل دامپزشكي و نظام دامپزشكي، گردهمائي‌هايي با هدف همدلي، همزباني و همپيماني دامپزشكان و ساير رده‌هاي دامپزشكي در عرصه‌هاي مختلف اجرائي، آموزشي و تحقيقاتي صرف نظر از جايگاه‌هاي دولتي و غيردولتي آنان و از طرفي آشنايي بيشتر جامعه به ويژه مسئولين با وظايف و مسئوليت‌هاي كليدي و اثربخش اين قشر در بهداشت و سلامت دام و فرآورده‌هاي دامي، سلامت غذا و امنيت غذايي و در نهايت بهداشت همگاني برگزار مي‌گردد.

چسب فيبريني

» سرویس: علمي و فناوري - جهاد دانشگاهي

براي نخستين بار در دنيا

محققان ايراني موفق به توليد «چسب فيبريني» از «خون بند ناف» شدند

محققان بانك عمومي خون بند ناف رويان براي نخستين بار موفق به توليد چسب فيبريني از خون بند ناف شدند.

دكتر مرضيه ابراهيمي، رييس بانك عمومي خون بند ناف رويان با اعلام اين مطلب به خبرنگار علمي ايسنا گفت: اين نخستين بار است كه يك چسب فيبريني بدون نياز به فرد دهنده پلاسما و تنها از طريق خون بند ناف ساخته مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: پيش از اين در اروپا هر دو بخش سازنده چسب فيبريني (فيبرينوژن و ترومبين) از نمونه پلاسماي انساني به صورت اتولوگ (دهنده پلاسما و گيرنده چسب يكسان هستند) تهيه مي‌شد. در آمريكا نيز تنها بخش ترومبين گاوي (پلاسماي تهيه شده از گاو) به صورت تجاري در دسترس بود.

ابراهيمي با اشاره به اينكه پلاسماي تهيه اين چسب از نظر تست‌هاي ميكروبي و ويروسي تاييد مي‌شود، ادامه داد: در مركز سلول درماني و بانك خون بند ناف رويان اين محصول بدون نياز به فرد دهنده پلاسما و تنها از پلاسماي خون بند ناف تهيه مي‌شود كه توليد تجاري آن نيز به زودي ميسر خواهد شد.

اين چسب بيولوژيك از فاكتورهاي انعقادي موجود در پلاسما شامل فيبرينوژن، ترومبين، فاكتور 13 و پروتئين‌هاي پلاسما مانند فيبرونكتين و پلاسمينوژن به دست مي‌آيد كه به عنوان روشي جديد در جراحي‌هاي باز به كار گرفته مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: خاصيت الاستيك، استحكام كششي و چسبندگي بافت چسب فيبريني پلاسما، آن را گزينه مهمي در جراحي باي پس قلبي و ريوي و ترميم آسيب طحال كرده است. در عمل جراحي زيبايي نيز چسب فيبريني جايگزين بخيه شده و به كاهش تشكيل زخم و تثبيت پيوند پوست در بيماران دچار سوختگي استفاده مي‌شود.

به گفته وي، درزگيرهاي فيبريني (چسب فيبريني) همچنين در ترميم استخوان و غضروف استفاده مي‌شود.

گفتني است كه پيش از توليد اين چسب از خون بند ناف، در ايران نيز چسب فيبريني به همان طريق معمول كشورهاي اروپايي و آمريكايي توليد مي‌شد